مردان و زنان سرزمین من ناگهان قد کشیدند ... به ارتفاع تمام تاریخ شان قد کشیدند و آنقدر بالغ شدند که اکنون با ذکاوتی بی مثال، بازی کثیف حرمت شکنی ها و تحقیر ها را فرصتی برای فریاد برابری و برادری و آزادی ساختند . و مگر جز این است که شأن و ارزش آدمی به آزادگی و اندیشه ی والای اوست ؟و عجبا! که چون این کوته فکران را راهی به منزلت آدمی نیست پس پنجه به دریدن ارزش هایی می گشایند که خود آنها را ساخته اند . و شگفتا ! که جای پنجه های زهرآگین شان تنها به چهره ی سیاه خودشان رد خون می گذارد
ما را به تاریخ چه کار ؟ ما را به هزاران هزار کتاب قطور چه کار؟ که این روز های وطن من به تنهایی تاریخ عظیمی است که خود می سازیم اش و خود از آن می آموزیم و کتابی پر ارزش است که برای آیندگانمان به یادگار خواهیم گذاشت
و من می دانم که تاریخ به یاد خواهد سپرد مجید های بسیاری را که در برابر چنین زشتی هایی به زیبایی ایستادند
و به یاد خواهد سپرد که می توان با مسالمت و لبخند - حتی اگر تلخ باشد - و گل های سرخ نیز سرانجام به آزادی رسید