صدای هارت سیمفونی از توی گوشی رد میشود و درست پرتاب میشود توی صورتم اینهو فحش آب نکشیده
بی خیالش میشوم و میگذارم آنقدر زنگ بخورد تا خفه شود
دنبال فیلتر میگردم که پیدا نمیشود هی هی
بعد فکر میکنم چرا من این ترم گند زده ا م به تمام تصمیم هایم و واحدهای کم برداشته ام , انقدر به این موضوع فکر میکنم که سر درد میگیرم تا آخرش نتیجه حاصل شود که حماقت های من را پایانی نیست و از این حرف ها
خنده ام میگیرد و چشمم می افتد به قیافه ی کج شده ام توی آینه , بی غیرت میشوم و چند تا فحش آبدار به آبا واجداد بینوایم نثار میکنم باشد که روحشان قرین رحمت گردد
هارت سیمفونی همچنان روی اعصاب قدم میزند رسما
دنبال فیلتر میگردم که پیدا نمیشود هی هی... پیدا نمیشود هی هی
اوضاع مضحکیست
به " کلاو" فکر میکنم و به رفتنش و نمیدانم چرا دلم میسوزد برای" هم" ...مسخره است لابد
سی دی هایم پخش میشوند روی زمین و درست توی همین لحظه, گوشی, نامجو پخش میکند, این یعنی آدم عزیزی پشت خط است . ذوق میکنم و میدوم طرف گوشی , دست که دراز میکنم بردارمش تازه یادم میافتد آدم عزیز رفته است و من از حرص , این آهنگ را برای زنگ موجود دیگری گذاشته ام ...آنوقت است که اشک هایم دیگر طاقتشان طاق میشود و بقیه ی ماجرا
گریه هایم که تمام میشود دوباره یاد کلاو می افتم و دلم برای هم میسوزد
فیلتر همچنان گم و گور است و آدم سمج همچنان پشت خط
کله ام سنگین است و من آرزو میکنم دکتر هانیبالی پیدا شود که این کله ی مادر مرده را با تمام مخلفاتش یکجا قورت دهد
سی دی ها را که جمع میکنم دوباره یاد "هم" می افتم و دلم برای کوری اش میسوزد
بیخیال فیلتر میشوم و جفت پا میپرم روی تخت و زانوهایم را بغل میکنم و فکر میکنم
به سایه ام که مدت هاست ندیدم اش
به جیب های خالی ام که از بس خمیازه کشیده اند گشاد شده اند
به یک آدم که زنگش توی گوشی ام نصیب کس دیگری شد
به پاهایم که که مدام بد و بیراهم میگویند
به سر دردم
به دیازپام
2
3
5
نه نمیشود
10
بله؟ بله؟
کجا؟
مگه امروز بود؟
!عجب
...باشه الان میام
No comments:
Post a Comment